بعد دید مــــــــــرد گرسنه است، نان را آفرید.
دید تشنه است، آب را آفرید.
دید در تاریکی است، نور را آفرید.
و وقتی دید دیگر هیچ مشکلی ندارد زن را آفرید.

پ.ن. 1 : میگن حوا خوشبخت ترین زن روی کره زمین بوده! شما میدونید چرا؟ خودم میگم: چون نه مادر شوهر داشته، نه خواهر شوهر، نه جاری و نه حتی نگران این بوده که یه وقت خدای ناکرده سرش هوو بیارن.
پ.ن. 2 : بازهم پاییز و نم نم باران، پاییز و خش خش برگا، پاییز و قدم زدن در خیابان خیس. و باز هم کسی آن شعر مرموز را زیر گوشم زمزمه میکند. چه شعری؟! گوش کن، خوب گوش کن حتما خواهی شنید.
پ.ن. 3 : هستم اگر میروم، گر نروم نیستم ( من مینویسم پس هستم ).
پ.ن. ۴ : امروز پنجشنبه ۷ / ۸ / ۸۸ باران میبارید چترم را بستم و دوباره طعم باران را چشیدم نمیدانم چه در این باران هست که وقتی لمسش میکنم به جای خون آتش در رگ و پیم میدود. فردا ۸ / ۸ / ۸۸ تولد امام هشتمه برای همه دوستای عزیزم سلامتی و بهروزی آرزو میکنم مخصوصا عزیزی که ماشین سبز رنگشو درست مقابل خانه کتاب پارک کرده بود.
بعد نوشت ( ۸ / ۸ / ۸۸ نوشت )
امروز 8 / 8 / 88 عروسی دعوت بودیم. خیلی بیحال بود
و از همه بدتر اینکه همه فامیل زوم کرده بودن رو منو داداش کوچیکترم احسان. از تابستان تا حالا این چهارمیه. اولیش عروسی دوست احسان بود خداییش خیلی باحال بود حیف که ما اونجا غریبه بودیم و نمیشد زیاد پررو بازی در آورد تازه وقتی داشتم آبرو داداشیو میخریدم (در حال چوپی کشیدن) دیدم توسط یکی از دخملای 85 گروه خودمون که فامیلشون بود رسد میشم
.
میخوام براتون چند تا کلمه کردی که در عروسیا کاربرد داره بزارم.
اگه بچه های خوبی باشید شاید بعدا یه فرهنگ لغت کردی که کار خودمه و از کلمات ناب و بامزه کردیه براتون بزارم.
از شر همه کارای بی فایده
و دردسرایی که برا خودم تراشیده بودم خلاص شدم ( پر) الآن آزاد آزادم
. در حال حاظر نوشتن تنها تفریحمه اما باید اینم ترک کنم. فکر نکنم دیگه حالا حالاها چیزی بنویسم ولی این بلاگو هویجوری نگه میدارم و میچکم و اگه روزی دوباره قرار شد بنویسم جایی غیر از اینجا نخواهد بود. اینجا کلی نوشته بودم... اما همشو پاکیدم چون آخرشه.
(( در نیابد حال ما را هیچ خام *** پس سخن کوتاه باید والسلام ))

راستی اگرم کسی از ما ناراحته یا روزی ناراحت شد اینجا میتونه هر چی دلش میخواد بگه. بوسسسسسسس
![]()
قبل نوشت: قابل توجه ساسان عزیز که مطلب عاشقانه دوست داره، میتونی سه خط آخر رو برا عشقت اس ام اس کنی. ولی خدا وکیلی هر کی استفاده کنه و از سر بی حالی فاتحه نفرسته حرامش باد. حالا اگه کافر بود و فاتحه بلد نبود اون یه بحث دیگه ست.
قضیه خیابان اللختی

بعد نوشت: امیدوارم آنقدر عربی بلد باشید که قسمتهای معربش را بفهمید مسلما اکثرا از من بیشتر بلدید.
بعد از بعد نوشت: یک بی معرفت نامردی ایمیل ما (ایمیل همین وبلاگ) را هک کرده. عیبی ندارد مفت چنگش (سگ خور) اگر بخواهد حاظریم این بلاگ را هم دو دستی تقدیمش کنیم.
آری مینویسم زهرا (سلام الله علیها)، و تو در مقابل نامش چه میتوانی بنویسی؟!
تولد فخر زمین و آسمان حضرت زهرا (سلام الله علیها) بر همه خانومای محترم و مادرای عزیز نخ سوزن (مخصوصا) مامان گل خودم که خیلی دوستش دارم مبارکباد. از همینجا دست همه مامانارو میبوسم. و از خدا برای همه مادرای خوب دنیا سلامتی و سعادت آرزو میکنم و امیدوارم سایشون همیشه رو سر ماها باشه.

چی؟ کی؟ کجا؟ ...... !!!
اصلا به بنده چه ربطی دارد! به من چه که یک میلیارد پول نفت گم میشود! به من چه که فلانی از فلانی پول گرفته! به من چه که خرج تبلیغات فلان کاندیدا که سر به فلک کشیده معلوم نیست از کجا آمده! یا خانه اش قبلا چه بوده الان چه و کجا! به من چه که گاهی در این مملکت نفت کش با بارش روی دریا معلوم نیست کجا میرود و چه میشود! یا پول نفت مملکت کجاست! به من چه ربطی دارد که بانک مرکزی تورم را بیست و پنج و خرده ای اعلام کرده اما فلانی چیز دیگری میگوید! اصلا بانک مرکزی غلت کرده، اشتباه کرده، هان....؟! من...؟! اصلا به من چه ربطی دارد که بانک مرکزی غلط بکند یا نکند! به من چه که فلانی پسر کیست و فلانی دختر کی! یا اینکه حسن آقا بقال سر کوچه چندتا دختر آتیش پاره دارد!
گفتم حسن آقا یاد مطلبی افتادم. یادم می آید حدودا دو سال پیش بود. ما را جایی دعوت کرده بودند (یک سری کلاس آموزشی بود) آنجا استادی را به ما معرفی کردند که گفتند کارشناس ارشد علوم سیاسی و مدرس دانشگاه است. او میگفت: حسن آقا بقال سر کوچه مان گفته: فلانی و فلانی و... از کارتل های ص... حمایت میشوند و پول میگیرند. میگفت: من نگفته ام هاااااااااا! حسن آقا گفته! ![]()
لعنت به دهانی که چفت و بست ندارد اصلا حسن آقا غلط کرد منم روش! به من چه که حسن آقا چه گفته! به شما چه حسن آقا چه غلطی کرده! مگر تنتان میخوارد؟! یا نکند دلتان ستاره میخواهد؟! خوب برو یه دوش بگیر خوب میشی برادر من. آهااایییی.... هیییی... یارووو... بی حیا با توام...، حوله آنجاست بنداز رو دوشت هویجوری لخت مثل گاو یک دفعه میپری بیرون!!!

انگشت تعجب (آن هم انگشت پا) در دهان هیرت
در ضمن باید بگویم بنده در هفت آسمان حتی یک دانه ستاره هم ندارم نمیخوامم داشته باشم. زرنگ باشم گلیم خودم را از آب بکشم هنر کرده ام دیگر هم از این چرند و پرند ها نمینویسم. مگر از جانم سیر شده ام! یا خر کله ام را گاز گرفته!
*** یا رب نظر تو بر نگردد ***
خیام میگه :
اونم چی ؟! از این نوعش !!!

گفتم: یا شیخ آیا آدمی میتواند با خدایش صحبت و درد دل کند؟ شیخ فرمودند: آری فرزندم خداوند دانا و شنواست، او از تمام حالات ما آگاه است و سخنانمان را میشنود. گفتم نه شیخ منظورم این نبود. فرمودند: فرزندم با من سخن آشکارا گوی، نترس. گفتم: یا شیخ انسان میتواند پروردگارش را در آغوش کشد؟ فرمودند: فرزندم همه ما در آغوش پر مهر و محبت خالق خویش پرورش یافته ایم و در دامان او رشد کرده ایم و رحمت او عام است و الطافش شامل حال تمام بندگانش. ایضا گفتم: نه شیخ، میخواهم بگویم یعنی من فرزند آدم آیا میتوانم با خدای خود سخن بگویم، او را در آغوش بکشم، نوازشش کنم، با او درد دل کنم، آغوشش را دوست داشته باشم، در آن آرام بگیرم و غمهایم را فراموش کنم و او نیز.
شیخ لبخندی زده لنگه کفشش را به سویم پرتاب کرد. من جاخالی داده با حالت ترس گفتم: یا شیخ پرسشم زشت بود؟! شیخ رو به من کرده و فرمودند: خیر فقط حاکی از خر کله گیت بود. آخر کم عقل اگر این شدنی بود که خداوند زن و مرد را نمی آفرید و همه را زن میآفرید یا مرد. خداوند زن و مرد را طوری آفریده که هیچ یک بدون دیگری کامل نیستند بخشی از استعدادها در وجود این و بخشی در وجود آن دیگری است. و این دو مانند دو نیمه آهن ربایی هستند که همدیگر را جذب میکنند و به هم تمایل دارند حال اگر آن فلز را که خاصیت آهن رباییش (قطب S & N) کامل شده به صورت عقربه ای در آورده و قطب نما کنیم با آن راحت تر میتوانیم جهت (خدا) را پیدا کنیم، البته اگر بخواهیم. چنانکه با یک نیمه آن نیز میشود جهت (خدا) را یافت اما مشکلتر است و دقت آن نیز کمتر.
و خداوند بین این دو نیمه نوعی تمایل فیزیکی (نیازهای بدنی) و تمایل روحی (عشق و عاطفه) قرار داده تا آن دو نیمه را با قدرت هر چه بیشتر به هم و به سوی خود جذب کند و این مغایرتی با عشق به خدا ندارد بلکه مکمل یا به نوعی مقدمه آن است. و تو باید بدانی انسان بدون عشق زمینی کامل نمیشود چنانکه خداوند ازدواج را نیمی از دین قرار داده و برای الباقی نیز گفته شده که تقوا پیشه کنید.
شعر مرتبط از عارف و شاعر بزرگ قرن نهم عبدالرحمان جامی (ره):
پ.ن1: این رساله در باب عشق زمینی برای آن دسته از دوستانی است که منکر عشق زمینی (عشق انسان به انسان هستند) هرکس با سخنان به شدت منطقی و گهربار شیخ ما و شیخ جامی (ره) مخالفتی دارد با دلیل منطقی حاظریم سخنش را بپذیریم وگرنه اگر بخواهد کلمه ای سخن بی منطق بگوید با لنگه کفش شیخمان دهانش را مورد عنایت قرار میدهیم.
پ.ن2: شیخ ما نه ملا است، نه مکتب رفته، نه راه حوزه را بلد است و نه هیچ چیز دیگر. او از مادر شیخ و سر و راهبر و پیشرو و به صورت عارف کامل زاده شده است. پس نبینیم یک وقتی انگ بی ناموسی و غیره به او بچسبانید.
شعر مرتبط به اوصاف شیخمان:
زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان سپندارمذگان را بهعنوان نماد مهر مادری و باروری میپنداشتند.
در این روز مردان ایرانی به زنان و مادرانشان هدیه میدادند و آنها را گرامی میداشتند.
((بر گرفته از دانش نامه آزاد ویکی پدیا))
قشنگه نه؟ هر چه هست به نظر اینجانب خیلی قشنگتر از اون به اصطلاح بلن تایم.... ای وای ببخشید ولنتاین این غربیهای بی اصل و نصب پاچه ور مالیده ی دزد است. اصلا خودم حاظرم با تک تکتون شرط ببندم که هرگز کشیشی به نام ولنتاین و این داستانهای مزخرف که سر هم میکنند وجود نداشته و این هم یک سرغت فرهنگی دیگر است. تازه اگر هم وجود داشته باز آنها این جشن و بزرگداشت این روز را از روی سپندارمذگان خودمان کپی کرده اند
. پس زنده باد ایران و ایرانی
.
اما یک توصیه به آقا کوچولوهای عزیز دارم و اون اینه که شما سعی کنید هر روز و همیشه از مادرا و عشقای (چون بعضیاتون چند شلواره اید گفتم عشقا) زندگیتون تشکر کنید
و همیشه اونا رو خوشحال نگه دارید نه اینکه سالی یک روز به یادشون بیفتید و.... یک توصیه دیگه هم دارم، لطفا زیاد ولخرجی نکنید برای نشون دادن عشقتون لازم نیست خودتون و بقیه رو بدبخت کنید من مطمئنم اون لیدی محترمه ای که شما با هزار مکافات مخشو زدید هیچ دوست نداره بیاد پشت میله های زندان ملاقات شما. به نظر من یک شاخه گل
و یه دونه بوس
کافیه ولی بوسه رو حتما بگیرید ها.... وگرنه کلا سرتون رفته اونم اساسی
. بابا از این پیر مرده یاد بگیرید ببینید چه با حاله. خلاصه از ما گفتن بود از شما هم نشنیدن.
توصیه های ایمنی را جدی بگیریددددددد - بابا برقی.
با خودم گفتم: خدایا این دیگر چیست؟! محمد (ص) که در راستگویی و امانتداری در زمان خود شهره بوده مگر میشود!
چند تا از پستها را خواندم نویسنده وبلاگ شخصی بود که به قول خودش در یک خانواده مذهبی رشد یافته و پدرش نیز رییس انجمن فاطمیه (س) شهرشان بود ادعا کرده بود به زبان عربی مسلط است و متن عربی قرآن را میفهمد اما از پستهای وبلاگش معلوم بود که هیچ چیز نمیفهمد چون هیچ یک از مطالب مال خودش نبود تمام ایراداتی که به قرآن و پیامبر اسلام وارد کرده بود تکراری، بی اساس و چرند بود.
نمیخواهم آنها را در وبلاگم بازگو کنم چون از بیانش شرم دارم. کوتاه سخن اینکه هر کس حق دارد با دلیل و منطق درست و علمی چیزی را رد کند یا قبول کند و من میخواهم نظر دوستانم را به گفته های دو دانشمند و محقق بسیار بزرگ غیر مسلمان در مورد قرآن و محمد (ص) که اتفاقا همه دنیا آنها را میشناسند و به عقل و درایت آنها ایمان دارند جلب کنم.

آلبرت اینیشتین:
قرآن کتاب جبر یا هندسه یا حساب نیست بلکه مجموعه ای از قوانین است که بشر را به راه راست، راهی که بزرگترین فلاسفه از تعریف آن عاجزند، هدایت میکند.
پروفسور هانری کربن (فیلسوف معاصر فرانسوی):
اگر اندیشه محمد (ص) خرافی بود و اگر وحی او وحی الهی نبود، هرگز جرات نمیکرد بشر را به علم دعوت کند. هیچ یک از افراد بشر و هیچ شیوه تفکری به اندازه محمد (ص) و قرآن، انسان را به دانش دعوت نکرده. تا آنجا که در قرآن 950 بار از علم، فکر و عقل سخن به میان آمده است.
سخنان جالب و قابل تامل از دانشمندان غیر مسلمان و بی طرف در مورد حقانیت اسلام و قرآن بسیار است اما ما به سخنان همین دو دانشمند بسنده میکنیم.
یا حق
اما.... آیا پرنده ای که بال و پر ندارد را میتوان پرنده نامید ؟! یا......