تبليغاتX
Siva
  

  تقدیم به شما با بهترین آرزوها. امیدوارم ۲۰ شی.    

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/10/07ساعت 18:29 توسط علی |

حسین (ع) چنان قلم معرفت را در مرکب عشق فرو برده و چنان حماسه ای آفریده که تا دنیا دنیاست هیچ عقلی قادر به درکش و هیچ قلم یا زبانی قادر به بیان تمام آن نباشد.

       

پرواز حسین (ع) پروازی بود که جاودانه شد میدانی چرا ؟

چون هر چه داشت با تمام وجودش همه را در طبق اخلاص گذاشت و تقدیم معشوقش کرد. خدایا من که هیچ ندارم. و میدانم این هیچ را به هیچ کس نمیتوانم تقدیم کنم. اما تو با بقیه فرق داری پس همین هیچ را با تمام وجودم به درگاهت می آورم هرچه دارم همین است تو را به حق حسین (ع) قبول کن. و به حق عباس عزیزت عطشم را فرو نشان.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/10/03ساعت 19:19 توسط علی |

نمیدانیم چرا ؟!  ولی امسال برای ما سال بز آوردن است. آن هم بیشتر از همه سالهای قبل. تا اینجا که اینطوری بوده. آنقدر بز آورده ام که دیگر یواش یواش خودم هم دارم شبیه بز میشوم . اگر بخواهید همین حالا برایتان یک دهن آواز بزی میخوانم تا باورتان شود. اینجوری پیش بره باید برم بزگیر (شخصی که در کار خرید و فروش بز و گوسفند و از این قبیل چیزهاست) شم.

خوب نیستم اما سعی میکنم تلخ نباشم. قاطیم ولی این دلیل نمیشه زندگی رو به کام بقیه زهر کنم. با اینحال وقتی بر میگردم و پشت سرمو نگاه میکنم اشتباهاتم برام پشتک و وارو میزنن و دست تکان میدن. اون وقته که یه غم عجیبی پاچه شلوارمو گاز میگیره و ول کنمم نیست اینجوریه که اختیارمو از دست میدم.

از همش بدتر اینکه یه عمر با یه اعتقاداتی زندگی کنی بعد در عر ض چند ماه همش جلو چشمات خرد شه بیاد پایین. یه دفعه چشماتو باز میکنی میبینی ای دل قافل !!! اون آدمایی که روشون حساب باز کرده بودی اونا که سالها صمیمی ترین دوستات بودن اونایی که باید برا تو و بقیه، مثلا به خیال خودشون الگو باشن.... چی شدن ! گذر زمان و بازی روزگار چیکار میکنه ! و تو نه میتونی کاری کنی نه حرفی بزنی. و فقط باید سکوت کنی. سکوت، سکوت، سکوت.... و این سکوت تلخترین چیز دنیاست.

ای کاش زودتر این سال بز تموم شه. سالی که از همون اولین روزای بهارش و همون اولین سه شنبه تحصیلی بعد از نوروزش که اونیو که نباید، ناخواسته از خودم رنجوندم و از همون بارانی که اون سه شنبه بارید... ، نه از همون اولین ساعت سال تحویلش، آره از همون موقع تا حالا. بدتر از همه سالهای گذشته، همش از در و دیوار داره برام میباره. کی تموم میشه خدایا، کی؟

پ.ن.1: میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست. حالا میفهمم این یعنی چی.

پ.ن.2: خنده بر لب میزنم تا کس نداند درد من                 ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت

              

      

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/09/29ساعت 18:29 توسط علی |

کم آوردی؟! بفرما مای بی بی چیک چیک.  

دیروز با مامانم رفتم خرید. مامانم برام مای بی بی چیک چیک خریده. با مای بی بی چیک چیک حالا دیگه میتونم مثل یه مرد سرمو بالا بگیرم.

              

پ.ن.۱: ای کاش هیچ وقت بزرگ نمیشدیم. عالم کودکی چیز دیگری بود.

  •  پ.ن.۲:
  • مردیم از مردی و چیزی ندیدیم
  • اسم رستم و فقط از تو کتابا شنیدیم
  • که اگه بود، اونم امروز کراکی بود
  • شاید از جنس بد، اونم شاکی بود

                      

 پ.ن.3: باز هم خش خش برگها و نم نم باران آتشم میزند. آرزو میکنم یک جفت بال داشتم. آنوقت برای همیشه از زمین پر میکشیدم و دیگر هیچ وقت بر نمیگشتم. زمین و مردمانش را، دوستیها و دروغهایشان را، نگاه ها و عشقهایشان را، روابط و زندگیهایشان را قبول ندارم. اینجا مردم برای زنده بودن و زندگی کردن احساسات خود را میکشند و بر صورتشان نقاب میزنند. الهی تو شاهدی که من نمیخواهم اینگونه باشم. پس یا یاری ام کن یا بالهایم را بده تا سوی تو پر بکشم و از اینجا دور شوم.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/09/08ساعت 18:48 توسط علی |

براستی مخابرات کدامیک را از ما میگیرد؟ یعنی پولی که مخابرات بعنوان هزینه اینترنت روی قبض تلفنمان میـــــــــــکشد (آن هم چه کشیـــــــــدنی)، همان هزینه واقعیست؟! یا مخخخخابرات (مختو برم بچه پررو) خون پدرش را از ما میخواهد؟!

در ازای پایین ترین سرعت و بدترین کیفیت اینترنت در دنیا (56 کیلو بایت) بالاترین هزینه را از ما دریافت میکنند. تازه اگر چشممان را باز کنیم می بینیم که از این پایین ترین سرعت، دریافت ما 1 درصد است که نهایتا سنگ بترکد به 3 درصد میرسد. با این تفاسیر برای لود شدن یک وبلاگ ساده و سبک باید چند دقیقه معتل شد؟! مگر دزدی شاخ و دم دارد؟!

نتیجه اینکه برای روزی 1 الی 2 ساعت وبگردی بنده در 2 ماه گذشته، نزدیک به 70 هزار تومان پول تلفن آمده که نهایتا 10 الی 20 تومانش پول مکالمات تلفنی باشد و بقیه هزینه اینترنت است آن هم با آن کیفیتی که شرحش از حضور انورتان گذشت.

چند وقت پیش در روزنامه خواندم که بغل گوش خودمان در همین کشور ترکیه تصمیم گرفته اند اینترنت 2 مگشان را به 4 مگ و 8 مگ با هزینه بسیار پایین ارتقا دهند که فکر کنم هزینه 4 مگش در حدود ماهی 34 تومان میشد. خوش به حالشان. (ترقی میکنند مردم به بالا، من از بالا به پایین میترقم).

نه فقط در مورد اینترنت. اینجا در مورد همه چیز همینطوریست. و خود دولت هر جور بخواهد ملت را میچاپد، بعد هم منت بر سرمان نهاده میگویند تازه ما به شما یارانه هم میدهیم.

  • پ.ن.1: مممممختو برم بچه پررو اگر دولت به تو یارانه نمیداد، میفهمیدی یک من ماست چقدر کره دارد.
  • پ.ن.2: یادمه یه خل و چلی میگفت:زمین گرد است مانند گلوله، اینجا خردرچمن است. ما خردرچمنی هستیم و پدران ما هم خردرچمنی بوده اند. سام پسر نریمان فرمانروای سیستان و بعضی ولایات دیگر بوده. هر که خر است ما پالانیم! و هر که در است ما دالانیم! فقط خدا کند که میان این خر تو خر ما از خوردن علف نیفتیم.
  • پ.ن.3: این تازه اولش است صبر کنید تا یارانه ها را قطع کنند (همان به اصطلاح هدفمند) بعد خواهید فهمید زمین گرد است مانند گلوله یعنی چه؟! البته اگه همه تا آن موقع خل و چل نشده باشید!
  • پ.ن.4: پدر محترممان فیش تلفن را دو دستی به بنده تقدیم نموده و فرمودند این یکی را دیگر باید خودت پرداخت کنی و حالا دو هفته است که من اینترنت ندارم (زمین گرد است مانند گلوله).

                              

  • ضرب المثل مرتبط: خنده بر هر درد بی درمان دواست (بدون اینترنت وبلاگ بنده رو هواست).
  • شعر نامرتبط: حالا بیا تا می خوریم، شراب ملک ری خوریم، حالا نخوریم کی خوریم؟!!
  • شعر نامرتبط تر:
  • ترقی اندر این کشور محال است                        که در این مملکت قحط‌ الرجال است
  • خرابی از جنوب و از شمال است                         بر این مخـلوق ، آزادی وبال اســــت
  • ته نوشت: خوش به حال آنها که به عنوان سهام عدالت مرغوبترین سهام کشور (سهام شرکت مخابرات) را دریافت نمودند.
  • چونانم بیخود از خود کرد، الهی                          که هر دم میکشم من از جگر هیییی
  • بنازم تـیـغ تیـزش را، عدالـــــــت                           که از تیزی ما هم تیزتر بیییییییییییی
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/08/28ساعت 17:29 توسط علی |

آنگاه که خداوند از آفریدن کاینات و دیگر موجودات فارغ شد مــــــــــرد را آفرید.

بعد دید مــــــــــرد گرسنه است، نان را آفرید.

دید تشنه است، آب را آفرید.

دید در تاریکی است، نور را آفرید.

و وقتی دید دیگر هیچ مشکلی ندارد  زن  را آفرید.    

                    

پ.ن. 1 : میگن حوا خوشبخت ترین زن روی کره زمین بوده! شما میدونید چرا؟ خودم میگم: چون نه مادر شوهر داشته، نه خواهر شوهر، نه جاری و نه حتی نگران این بوده که یه وقت خدای ناکرده سرش هوو بیارن.

پ.ن. 2 : بازهم پاییز و نم نم باران، پاییز و خش خش برگا، پاییز و قدم زدن در خیابان خیس. و باز هم کسی آن شعر مرموز را زیر گوشم زمزمه میکند. چه شعری؟! گوش کن، خوب گوش کن حتما خواهی شنید.

پ.ن. 3 : هستم اگر میروم، گر نروم نیستم ( من مینویسم پس هستم ).

پ.ن. ۴ : امروز پنجشنبه ۷ / ۸ / ۸۸ باران میبارید چترم را بستم و دوباره طعم باران را چشیدم نمیدانم چه در این باران هست که وقتی لمسش میکنم به جای خون آتش در رگ و پیم میدود. فردا ۸ / ۸ / ۸۸ تولد امام هشتمه برای همه دوستای عزیزم سلامتی و بهروزی آرزو میکنم مخصوصا عزیزی که ماشین سبز رنگشو درست مقابل خانه کتاب پارک کرده بود.  

                                             بعد نوشت (  ۸ / ۸ / ۸۸ نوشت )

امروز 8 / 8 / 88 عروسی دعوت بودیم. خیلی بیحال بود  و از همه بدتر اینکه همه فامیل زوم کرده بودن رو منو داداش کوچیکترم احسان. از تابستان تا حالا این چهارمیه. اولیش عروسی دوست احسان بود خداییش خیلی باحال بود حیف که ما اونجا غریبه بودیم و نمیشد زیاد پررو بازی در آورد تازه وقتی داشتم آبرو داداشیو میخریدم (در حال چوپی کشیدن) دیدم توسط یکی از دخملای 85 گروه خودمون که فامیلشون بود رسد میشم  .

میخوام براتون چند تا کلمه کردی که در عروسیا کاربرد داره بزارم.

  • سر چوپی : سردسته رقصندگان میباشد که یک دستمال در دست دارد و گروه را هدایت میکند.
  • دی دی دی : نوعی تشویق و در خواست که خواننده برای بهتر رقصیدن، از گروه رقصندگان به عمل میاورد.
  • کرژه که : فرمانیست از سوی خواننده به سرچوپی برای تشویق به تندتر رقصیدن.
  • و از همه مهمتر کلمه (( هله خه )) میباشد : که فرمانیست از سوی خواننده به سر چوپی و دیگر رقصندگان برای بیشتر بالا و پایین پریدن، تکان دادن شانه ها و اضافه کردن حرکات سر، گردن، کمر و...  

اگه بچه های خوبی باشید شاید بعدا یه فرهنگ لغت کردی که کار خودمه و از کلمات ناب و بامزه کردیه براتون بزارم.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/06ساعت 23:51 توسط علی |

پست آخر. شایدم اول، کسی چه میدونه؟! آخر هر چیزی میتونه اول یه چیز دیگه باشه و اول هر چیز هم آخر چیز دیگه. چقدر این اول و آخرا دورند و نزدیک به هم! چه دنیای غریبیه! (نارنجی  و پر از دروغ و دغل) وما آدما چه موجودات عجیبی هستیم! 

از شر همه کارای بی فایده  و دردسرایی که برا خودم تراشیده بودم خلاص شدم ( پر) الآن آزاد آزادم  . در حال حاظر نوشتن تنها تفریحمه اما باید اینم ترک کنم. فکر نکنم دیگه حالا حالاها چیزی بنویسم ولی این بلاگو هویجوری نگه میدارم و میچکم و اگه روزی دوباره قرار شد بنویسم جایی غیر از اینجا نخواهد بود. اینجا کلی نوشته بودم... اما همشو پاکیدم چون آخرشه.

                 (( در نیابد حال ما را هیچ خام    ***    پس سخن کوتاه باید والسلام ))

         

راستی اگرم کسی از ما ناراحته یا روزی ناراحت شد اینجا میتونه هر چی دلش میخواد بگه. بوسسسسسسس  

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/15ساعت 20:28 توسط علی |

امتحانا که تموم شد. خیلی حالم گرفته بود. در فکر واحدهای حذف شده و برنامه های شکست خورده و نقشه های نقش برآب شده و رفقای الدنگ و ملدنگ و دعواهایشان سر هیچ و پوچ و.... بودم که چشمم به کتاب مستطاب وغ وغ ساهاب صادق هدایت که گوشه اتاق داشت خاک میخورد افتاد. هر چند نویسنده تهدید کرده که کسی حق ندارد با کتاب ما فال بگیرد و.... ولی ما از سر لجبازی با نویسنده مرحوم مغفور محترم این کتاب که ادبیات معاصر ایران به حق وامدار اوست و همچنین به خاطر لجباری دیرینه که با زمین و زمان داریم و برای تسکین سردردمان تصمیم گرفتیم دماغ نویسنده محترم را به خاک مالیده و با کتابش فال بگیریم کتاب را که باز کردیم قضیه خیابان اللختی یا همان خیابان ل.ختی آمد وباز بر خلاف تهدیدهای نویسنده که گفته بود وای به حال کسی که از روی کتاب ما بنویسد یا کپی بردارد یا..... مصمم شدیم این قضیه را برای دوستان عزیز در وبلاگمان آپ کنیم باشد که با خواندن این قضیه کوتاه محذوذ شده فاتحه ای نثار روح سرکش عبرت ناپذیر ما و روح سرکش تر نویسنده محترم کنید.

قبل نوشت: قابل توجه ساسان عزیز که مطلب عاشقانه دوست داره، میتونی سه خط آخر رو برا عشقت اس ام اس کنی. ولی خدا وکیلی هر کی استفاده کنه و از سر بی حالی فاتحه نفرسته حرامش باد. حالا اگه کافر بود و فاتحه بلد نبود اون یه بحث دیگه ست.

قضیه خیابان اللختی

  • فقد رئیت، خیابان لختتی
  • عده کثیره من ذکور و اناثتی.
  • والریح یوزوز فی الاشجار،
  • والاشجار تلوتلو خوردتی فی الریح
  • والماء تجری فی میان النهار.
  • ثم الاناث چادر هم اسود کانه کلاغتی،
  • و هناک شیخ بیدهی عصاء کالچماغتی
  • و یک خرکچی علی پالان الاغتی
  • و یشوقه بالدویدن تندکی و تیزکی،
  • و فی مشته سیخ کوچک موسوم به ((سیخککی)).
  • و جماعت الجوانان علی رئوسهم کلاهتی،
  • یتلهلهون فی الدنبال النسائتی
  • والنساء عورت عفیفه فی الچادرتی.
  • و بچشم خود دیدم مردی کوتاهتی
  • چنین یقول به زن درازتی :
  • (( الا یا ایها الخرمن نازتی،
  • جیگرکی من ستمک قد کبابتی. ))
  • والله اعلم بالصوابتی.

                   

بعد نوشت: امیدوارم آنقدر عربی بلد باشید که قسمتهای معربش را بفهمید مسلما اکثرا از من بیشتر بلدید.

بعد از بعد نوشت: یک بی معرفت نامردی ایمیل ما (ایمیل همین وبلاگ) را هک کرده. عیبی ندارد مفت چنگش (سگ خور) اگر بخواهد حاظریم این بلاگ را هم دو دستی تقدیمش کنیم.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/09ساعت 19:0 توسط علی |

مینویسم: چشمه، آینه، نور، صفا، عشق، محبت، زهرا (سلام الله علیها)

آری مینویسم زهرا (سلام الله علیها)، و تو در مقابل نامش چه میتوانی بنویسی؟!

تولد فخر زمین و آسمان حضرت زهرا (سلام الله علیها) بر همه خانومای محترم و مادرای عزیز نخ سوزن (مخصوصا) مامان گل خودم که خیلی دوستش دارم مبارکباد. از همینجا دست همه مامانارو میبوسم. و از خدا برای همه مادرای خوب دنیا سلامتی و سعادت آرزو میکنم و امیدوارم سایشون همیشه رو سر ماها باشه.

                   

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/24ساعت 21:29 توسط علی |

سیاست در مملکت ما همینه! نه کم و نه بیش بلکه بدتر. و هیچ جوری هم عین دیانت ما نیست پس یا اکثر سیاست مدارای مملکت ما بی دینند و از شعار دین برای رسیدن به اهداف خودشون استفاده میکنند یا دین سیاستمدارای ما چیزی غیر از اسلامه چون اسلام به شدت با دروغ مخالفه ولی اکثر سیاستمدارای ما جزء قدرترین دروغگوهای جهان هستند.

چی؟ کی؟ کجا؟ ...... !!!

اصلا به بنده چه ربطی دارد! به من چه که یک میلیارد پول نفت گم میشود! به من چه که فلانی از فلانی پول گرفته! به من چه که خرج تبلیغات فلان کاندیدا که سر به فلک کشیده معلوم نیست از کجا آمده! یا خانه اش قبلا چه بوده الان چه و کجا! به من چه که گاهی در این مملکت نفت کش با بارش روی دریا معلوم نیست کجا میرود و چه میشود! یا پول نفت مملکت کجاست! به من چه ربطی دارد که بانک مرکزی تورم را بیست و پنج و خرده ای اعلام کرده اما فلانی چیز دیگری میگوید! اصلا بانک مرکزی غلت کرده، اشتباه کرده، هان....؟! من...؟! اصلا به من چه ربطی دارد که بانک مرکزی غلط بکند یا نکند! به من چه که فلانی پسر کیست و فلانی دختر کی! یا اینکه حسن آقا بقال سر کوچه چندتا دختر آتیش پاره دارد!

گفتم حسن آقا یاد مطلبی افتادم. یادم می آید حدودا دو سال پیش بود. ما را جایی دعوت کرده بودند (یک سری کلاس آموزشی بود) آنجا استادی را به ما معرفی کردند که گفتند کارشناس ارشد علوم سیاسی و مدرس دانشگاه است. او میگفت: حسن آقا بقال سر کوچه مان گفته: فلانی و فلانی و... از کارتل های ص... حمایت میشوند و پول میگیرند. میگفت: من نگفته ام هاااااااااا! حسن آقا گفته!

لعنت به دهانی که چفت و بست ندارد اصلا حسن آقا غلط کرد منم روش! به من چه که حسن آقا چه گفته! به شما چه حسن آقا چه غلطی کرده! مگر تنتان میخوارد؟! یا نکند دلتان ستاره میخواهد؟! خوب برو یه دوش بگیر خوب میشی برادر من. آهااایییی.... هیییی... یارووو... بی حیا با توام...، حوله آنجاست بنداز رو دوشت هویجوری لخت مثل گاو یک دفعه میپری بیرون!!!

                                   

                                     انگشت تعجب (آن هم انگشت  پا) در دهان هیرت

در ضمن باید بگویم بنده در هفت آسمان حتی یک دانه ستاره هم ندارم نمیخوامم داشته باشم. زرنگ باشم گلیم خودم را از آب بکشم هنر کرده ام دیگر هم از این چرند و پرند ها نمینویسم. مگر از جانم سیر شده ام! یا خر کله ام را گاز گرفته!

                                 ***  یا رب نظر تو بر نگردد  ***

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/17ساعت 13:51 توسط علی |